Skip to content
صفحه اصلی arrow گزارش  arrow گزارش arrow رسول منتجب نيا : فعاليتي نيست که انشعابي باشد
رسول منتجب نيا : فعاليتي نيست که انشعابي باشد ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
۰۸ بهمن ۱۳۸۸

حجت الاسلام رسول منتجب نيا قائم مقام حزب اعتماد ملي طي گفتگويي با روزنامه اعتماد ، پيرامون وضع کنوني اين حزب - که مهم ترين حزب غيردولت ساخته در کشور است - به وقايع پس از انتخابات و راهکارهاي خروج از مشکلات سياسي کنوني پرداخت. بخشي از اين مصاحبه را تقديم شما خوانندگان عزيز مي نماييم.
-اخيراً شايعه يي در برخي رسانه ها وجود دارد مبني بر اينکه به سبب وقايع پس از انتخابات ريزش هاي زيادي در حزب اعتماد ملي وجود دارد، آيا اين واقعيت دارد؟
وقتي ما يک دفتر در مرکز نداريم که بتوانيم استان ها را کنترل و ساماندهي کنيم، چطور مي توانيم کار کنيم؟ از آن طرف تلاش مي کنند ثابت کنند که در حزب انشعاب ايجاد شده است. به انحاي مختلف هم دارند به اين موضوع دامن مي زنند، خصوصاً طرفداران دولت که استراتژي شان مقابله با تحزب است.

 آنها با همين استراتژي در تلاشند وانمود کنند اين حزب قانوني از هم متلاشي شده، حال آنکه در حزب ما در حال حاضر به دليل وضع موجود اصلاً فعاليتي نيست که انشعابي باشد. خب ممکن است در يکي دو استان اعضا با يکديگر اختلافاتي هم داشته باشند اما دليل انشعاب و ريزش نيست. رسانه هاي تندرو زود اين را بزرگ مي کنند و مي گويند انشعاب شده است يا به فرض مثال در استاني يک آقايي مصاحبه کرده، آن را سريع بزرگنمايي مي کنند و به عنوان ابزار براي تبليغ عليه حزب استفاده مي کنند. من سوال مي کنم اگر يک نهاد کشوري را به عنوان مثال از مرکز متوقف کنند، آيا زيرمجموعه ثابت مي ماند؟ بديهي است که با اين رفتار احتمال دلسردي و اختلاف هم وجود دارد.
شايد آقايان تصور مي کنند با اين توقف حزب و امروز و فردا کردن باعث تعطيلي حزب مي شوند که اين تصور غلطي است. ساختمان ها، اعضاي حزب اعتماد ملي را کنار هم قرار ندادند بلکه اشتراک و وحدت فکري و علاقه همه آنها به نظام و انقلاب موجب شد گردهم جمع شوند. من اميدوارم اين برخوردهاي غيرقانوني و سليقه يي پايان يابد. خوشبختانه اين روزها همه از قانون مي گويند اما من نمي دانم اين رفتارها کجايشان قانوني است؟ قانون اساسي کي چنين رفتاري را تاييد مي کند؟ من خواهش مي کنم مقامات اين برخورد را پايان ببخشند و اجازه کار به حزب بدهند.
-پس الان فعاليت حزب به طور کلي تعطيل است؟
بله، ما الان هيچ فعاليتي تحت عنوان حزب نداريم. اگر در استاني هم اعضا دور هم جمع شوند، غيررسمي است و هيچ ارتباطي با حزب ندارد.
-در تهران چطور، جلساتي برگزار نمي شود؟
خير، در تهران به طور کلي فعاليت ها متوقف و کارها تعطيل است.
-مجموعه پيگيري هايي که شده هم تاکنون به بن بست رسيده است؟
نمي گويم بن بست اما هنوز به هيچ نتيجه يي نرسيده است. به ما قول مي دهند و داده اند اما هنوز نتيجه عملي نداشته است.
-در راستاي رفع توقيف روزنامه اعتماد ملي چطور، آيا اقدامي شده است؟
بله، در اين راستا هم کارهايي صورت گرفته اما به اشکال ديگر. آقاي دکتر حق شناس بارها به دادگاه مراجعه کرده اند و درباره موارد اتهامي روزنامه به دفاع پرداخته اند. هيات نظارت هم تاکنون هيچ اتهام ثابت شده يي را به روزنامه مطرح نکرده است. جالب است که بدانيد شب قبل از توقيف روزنامه به دليل چاپ نامه يي از سوي آقاي کروبي ماموران دادستاني در چاپخانه جلوي انتشار روزنامه را گرفتند و از توزيع آن جلوگيري به عمل آمد اما گفته مي شد روزنامه توقيف نشده است. آقاي مرتضوي دادستان وقت تهران فرداي آن روز در مصاحبه با صدا و سيما گفتند روزنامه توقيف نشده است و عدم انتشار آن به دليل مشکلات فني و چاپخانه بوده است، ما هم خوشحال شديم اما ناگهان بعدازظهر همان روز طي نامه يي خواستار توقيف روزنامه شدند. ما که هرگز نفهميديم چطور مي شود يک روز صبح بگويند روزنامه توقيف نشده و بعدازظهر همان روز روزنامه را توقيف کنند، گرچه توقيف روزنامه هم يک کار غيرقانوني است. بالاخره در اين باره بايد دادگاه حکم بدهد آن هم زير نظر هيات منصفه. اينکه نمي شود يک قاضي بدون طي مراحل قانوني يک روزنامه را متوقف کند. آيا توقيف روزنامه کم هزينه دارد؟ آيا آقايان به اين فکر کرده اند که توقيف يک روزنامه به معناي بيکار شدن عده زيادي از روزنامه نگاران و... است؟ خب اينها که مي خواهند اشتغال ايجاد کنند چرا اين گونه برخورد مي کنند؟ با اين کار علاوه بر تبعات داخلي، حيثيت ما در سطح بين الملل هم خدشه دار مي شود. آخر من نمي دانم اين کار با چه مجوز و بر اساس کدام بند قانوني انجام مي شود؟ نه قانون مطبوعات چنين اجازه يي داده است و نه قانون اساسي، بلکه برعکس قانون اساسي اصل حرفش مبني بر آزادي مطبوعات است.
-با توجه به آنچه در خصوص حزب و روزنامه اعتماد ملي وجود دارد آقاي کروبي پس از انتخابات فعاليت اعتراضي شان را چطور دنبال کردند؟ اين فعاليت شخصاً و راساً انجام شد يا اينکه از همفکري اعضاي شوراي مرکزي حزب هم استفاده شد؟
قطعاً ايشان دوستان و مشاوراني دارند و در خيلي از تصميمات با مشاوران شان مشورت مي کنند ولي اين طور نيست که هر تصميم ايشان لزوماً در چارچوب حزب بوده يا اينکه در ساختار حزب به تصويب رسيده باشد زيرا حزب در حال حاضر به طور کلي تعطيل است.
-شما با توجه به اينکه قائم مقام حزب اعتماد ملي هستيد آيا تاکنون نديده ايد که اعضاي شاخص حزب نسبت به روند اعتراضي آقاي کروبي پس از انتخابات اعتراض يا نقد خاصي داشته باشند؟
خير، اعتراضي که من شنيده باشم نبوده است به جز همين مسائل خردي که برخي رسانه ها شايعه مي کنند و اصلاً معلوم نيست از کجا منشأ دارد. البته گاه به صورت موردي دوستان تماس هايي مي گيرند و مسائلي را مطرح مي کنند که ما هم آن را به دبيرکل يا سايرين منتقل مي کنيم که بعضاً مورد استفاده هم قرار مي گيرد. اما تاکنون هيچ اعتراض و انشعاب جدي وجود نداشته است و بيشتر شايعه سازي و جوسازي کساني است که اصولاً با تحزب مخالفند.
-اما عده يي معتقدند ادامه اعتراض ها توسط آقايان موسوي و کروبي سبب بروز حوادث تلخ پس از انتخابات شد؟
من به شدت مخالفم. بنده معتقدم اين جرياني که راه افتاده به هيچ وجه ارتباطي با اين سه نفر ندارد. يعني اگر اين آقايان رسماً هم اعلام کنند ما از انتقاد و اعتراض دست برداشته ايم مردم شعارهايشان را عليه آنها شروع خواهند کرد. اين يک جريان مردمي است. من نمي گويم همه مردم بلکه بخش وسيعي از مردم الان منتقدند. چرا صورت مساله را پاک مي کنيم؟ چرا قضيه به اين مهمي را به دو سه نفر مربوط مي دانيم؟ من تاکيد مي کنم انتقاد را بايد با پاسخ قانع کننده رفع کرد. شانتاژ تبليغاتي پاسخي قانع کننده نيست. اين مردم عقل دارند و آگاهند. نمي توان با تحريف واقعيات، مردم را قانع کرد. تاکيد مي کنم اين سه نفر بايد جريان انتقاد را هدايت کنند تا به عصيان و... منجر نشود. بنده معتقدم مسوولان نظام بايد از اين سه چهار نفر استقبال هم بکنند. حتي بايد به اين افراد و شخصيت ها ماموريت داده شود تا جريان مردم را کنترل کنند که انتقاد به اعتراض و اعتراض به خشونت و... کشيده نشود و اين جمعيت ميليوني تبديل به يک جريان خارج از نظام نشود. آخر همه مردم که اغتشاشگر نيستند. اينها اعتراضاتي دارند که بايد بيان کنند، حالا نه مجوز راهپيمايي مي دهند و نه تريبون و نه... بايد چه کار کرد؟ من اعتقاد دارم مسوولان نظام بايد از آقايان موسوي و کروبي بخواهند براي کنترل جريان منتقد جلو بيايند. اين يک جريان منتقد در درون نظام است نه يک اپوزيسيون خارج از نظام و ضدانقلاب.
-آيا فکر مي کنيد ممکن است چنين اتفاقي بيفتد؟ کساني که شما مي گوييد، اکنون سران فتنه قلمداد مي شوند.
من نمي دانم اما به نظر من عقل سياسي ايجاب مي کند اين کار انجام شود. من فکر مي کنم مصلحت نظام اين را ايجاب مي کند. ما الان داريم با متهم کردن ديگران و وابسته نشان دادن آنها تلاش مي کنيم قضيه را جمع کنيم اما اين امکان ندارد. ما داريم با دست خودمان منافقين مزدور پست و سلطنت طلبان را بزرگ مي کنيم که اينها به آنجا رسيده اند که بيايند جمعيت چند ميليوني راه بيندازند. ما داريم با زبان خودمان اعلام مي کنيم اسرائيل و امريکا و... در اين کشور نقش دارند و مي توانند جمعيت ميليوني راه بيندازند. اين به زيان نظام است. چرا بيخود مردم را به دشمنان انقلاب وابسته نشان دهيم؟ آيا بهتر نيست به جاي اين کار به دشمنان نظام بگوييم دنبال کار خودشان بروند و ما خود مشکلات داخلي مان را حل کنيم. ما اعضاي يک خانواده هستيم و بايد مشکلات مان را خودمان حل کنيم.
-آقاي دکتر، يک جرياني در تلاش است تا فضا را مدام راديکال تر کند. بعضاً هم ديده مي شود اين جريان به مشکلات دامن زده. به نظر شما اين جريان معطوف به چه نتيجه يي حرکت مي کند؟
بله اين جرياني است که نمي خواهد آرامش به اين کشور بازگردد. البته اين مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد. خوشبينانه اين است که عده يي افراد فرصت طلب و سودجو که منافع مالي دارند و دارند صاحب تيول و ثروت هاي کلان مي شوند از بازار آشفته استفاده مي کنند و اگر بازار آرام شود و سر و صداها خاموش شود منافع شان از بين مي رود. هميشه افراد فرصت طلب تلاش مي کنند از شلوغي ها و بازار آشفته استفاده کنند. شما هيچ وقت نمي بينيد در هيچ کشوري که نظم وجود دارد افراد فرصت طلب بتوانند سوءاستفاده کنند. معمولاً اينها از جار و جنجال استفاده مي کنند و از آب گل آلود ماهي مي گيرند. من معتقدم خوشبينانه اش اين است که اين افراد دنبال منافع مالي هستند اما در حالت بدبينانه اش دنبال اهداف ديگري اند که خيلي بدتر است. اينها حرفي براي گفتن ندارند و اگر شرايط آرام شود دست شان رو مي شود. در آن شرايط کساني مقبولند که حرفي داشته باشند. پس عده يي ناچارند بر طبل اختلاف بکوبند و آتش را دامن بزنند. من متاسفم که عقلاي قوم با اينها برخورد نمي کنند. بارها و بارها همه گفته اند ماجراجويان بايد خلع يد شوند. بايد عقلا بيايند از مسائل سياسي از طريق رسانه هاي عمومي با مردم حرف بزنند. آرامش بخشي به جامعه بايد توسط دلسوزان نظام انجام شود. ما اگر به اينجا برسيم قضايا حل مي شود.
-در بيانيه هفدهم آقاي مهندس موسوي پنج راهکار براي بازگشت آرامش به فضاي کشور ارائه شد. شما اين راهکارها را چقدر مفيد مي دانيد و چه ميزان معتقديد ممکن است به آنها عمل شود؟
اين پيشنهادها هر کدام شان مي توانند مفيد و موثر باشند اما نه به صورت مجرد. اعتقاد بنده اين است که بايد ستادي تشکيل شود و جمعي از عقلاي کشور در آن جمع شوند و پيشنهادات را بررسي کنند. وقتي پيشنهادات جمع شوند و از درون آنها يک رويه جامع و مانع اتخاذ شود به حل مشکلات کمک مي کند. آن هنگام است که پيشنهادات کاملاً عملي مي شوند. تنها و تنها يک تصميم و اراده کافي است تا پيشنهادات مثبت را عملي کند.
-آيا در وضع موجود نشانه يي از اين تصميم و اراده وجود دارد؟
به هر حال آنچه ما اکنون مي بينيم از جانب کساني است که کار اجرايي به دست شان است و تصميمات در حد اجرا را مي گيرند. خب اينها نظرات مختلفي دارند که متاسفانه بسياري شان جزء افراطيون هستند و نظرات تندي دارند اما آيا اينکه مقامات عاليه نظام به اين تصميم رسيده اند يا نه چيزي نمي دانم. به هر حال اگر به اين اراده برسند اميدواري ها براي حل مسائل بسيار زياد خواهد شد زيرا آن هنگام است که زمينه گردهمايي عقلا و بزرگان و نمايندگان جريان هاي فکري و سياسي مختلف فراهم مي شود. حل بحران موجود در کشور خيلي ساده است و به هيچ وجه مشکلي جدي بر سر راه آن نيست.



یادداشت های بازدید کننده گان


نویسنده:
ایمیل:
وب سایت:

متن:


لطفا کد امنیتی را وارد نمایید


تعداد مشاهده مطلب : 41

آخرين خبرها

ورود و خروج

نام کاربری

کلمه عبور


فراموش کردن کلمه عبور

آمار

بازدیدکنندگان: 164754

جستجو

خروجی سایت

پاسخگويي آنلاين به سوالات كاربران . كليك نماييد