Skip to content
صفحه اصلی arrow مقالات arrow مقالات arrow نامه اي سرگشاده براي گاز به گل ببو!
نامه اي سرگشاده براي گاز به گل ببو! ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
۲۳ بهمن ۱۳۸۶

معمولا طبع شعرآلود و طنزپرداز خيلي ها درفصل بهار گل ميكند برخي ها هم در فصل پاييزِ دل انگيز. اما هستند صاحبان مغزهايي كه طبع طنزآلودشان در موسم زمستان آنهم بر اثر سرمــا و بي گازي و يخبندان گل مي كند، كاري نمي شود كرد، اين هم بخشي از خلقت آدميان است. اين مقدمه را عرض كردم تا بگويم كه آنچه در ذيل مي آيد نامه سرگشاده شعر شورانگيز يكي از طنزپردازان سرمازده است كه در فقدان گاز براي گل ببو نوشته است.  علي ايحال، گل ببو ضمن سلب مسئوليت ادبي در ماهيت و كيفيت اين شعر شورانگيز صرفا با هدف كمك به اهالي طنز و شاعران طنزپرداز، دست نوشته و دل گويه هاي اين جوان بي گاز را در ذيل تقديم حضورتان مي كند. باشد كه هميشه با گاز و پرحرارت باشيد :

خدايا گازمان را نيست فِس فِس
« هر چند مدتي است ظاهرا از سرما و افت فشار گاز و ... خبري نيست(!) (الحمدلله) ، بي مناسبت نديدم ، حال كه همه چيز به خوبي و خوشي(؟) تموم شد يكي از سروده‌هاي شخصي‌ام را براي تغيير ذائقه دوستان ذكر كنم . اما لازم مي دانم پي نوشتهاي آن را بر خلاف قاعده و اصول رايج ، در ابتدا ذكر كنم.
پي نوشت۱- دوستان عزيزي كه با طنز و اشعار طنزگونه آشنا هستند به خوبي مي دانند كه در اين سروده ، هدف ، بزرگنماييِ اتفاقات و ناديده گرفتن خدمات دولتيان نيست.
پي نوشت ۲- اميدوارم بعد از پايان دولت مهروز ،دولتيان محترم، اين گونه اشعار را به حساب هر ۹ روز يك بحران ، برنشمارند »
خدايا گازمان را نيست فِس فِس        درون سينه‌هامان هست خِس خِس
مرا دادند يك پنجاه هزاري (۱)            كه بهر خانه‌ام گيرم بخاري
***
بخاري‌هاي نفتي را بياريد                 كه تا عصر حجر را ياد آريد
عيالم گفت با اين پول دولت                 ببايد رفت از بهر طبابت
يكي ديگر چنين گفتا كه سرما         بود واجب‌تر از دارو در اينجا
خودم در فكر آنم تا كه با آن         روم مكّه ، شوم از نو مسلمان
***
نمي‌دانم كه با اين پول يامفت          كدامين درد را بايد دوا گفت
***
خدايا گاز با افت فشار است         ز سرما خانه‌هامان همچو غار است
ز صحبت‌هاي شيرين وزيران             زمستان هم براي ما بهار است
***
نمي‌دانم چه شد آن قيمت نفت      كه بايد بر سر اين سفره مي‌رفت
نه نفتي آمد و نه قيمت نفت          همانها هم كه بود از سفره‌مان رفت
***
شده سيب‌زميني قيمت جان      كجا شد گوجه ، تخم‌مرغِ ارزان؟
وزيري ليك جاي فكر درمان      به جاي عذرخواهي از دل و جان
به منبر رفت و با صد آه و افغان          بگفتا مشكل است از گاز ارزان
اگر این گاز هم مانند سیمان               شود نایاب اندر کل ایران
شود حل مشکل قطعی به زودی       ندارد گاز ارزان ، ذره سودي
***
از اين بابت خدا را شُكر گويم       كه باعث شد ثنايش را بگويم
***
بعدنوشت ۱- اشاره به حاتم بخشي دولت براي كمك پنجاه هزار توماني بلا عوض!!! به خانواده هایی كه گازشان دو روز تمام قطع شده باشد.(از هیچی که بهتره.)



یادداشت های بازدید کننده گان


نویسنده:
ایمیل:
وب سایت:

متن:


لطفا کد امنیتی را وارد نمایید


تعداد مشاهده مطلب : 409

ورود و خروج

نام کاربری

کلمه عبور


فراموش کردن کلمه عبور

آمار

عضو: 7
اخبار: 2621
لینک ها: 21
بازدیدکنندگان: 38894

حاضرین در سایت

3 میهمان حاضرند

جستجو

خروجی سایت